ذوالفقار نباید به سر حد برود

ذوالفقار نباید به سر حد برود

حشمة الملک گفت: درین مد مدت که مکرر شما خواهش رفتن به سرحد را می کردید ولی طفره می روم از بابت این بود که میرزا معصوم خان مرا می ترسانید که مبادا ذوالفقار خان را به سر حد حد افغانستان بفرستید که اسباب رنجش و کدورت دوستی بین دولت علیه ایران و دولت انگلیس خواهد شد. حال که شما نوشته پا به مهر دارید و خود باید جواب بدهید

1405/04/10

دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

حشمة الملک گفت: درین مد مدت که مکرر شما خواهش رفتن به سرحد را می کردید ولی طفره می روم از بابت این بود که میرزا معصوم خان مرا می ترسانید که مبادا ذوالفقار خان را به سر حد حد افغانستان بفرستید که اسباب رنجش و کدورت دوستی بین دولت علیه ایران و دولت انگلیس خواهد شد. حال که شما نوشته پا به مهر دارید و خود باید جواب بدهید. اگر حال می روید چنانچه حرفی حاصل شود که محل ایراد باشد آید، سفارش نامه بنویسم بروید. خاطر جمع هستید که عیب و نقصی و ایراد دولتی وارد نمی است. سفر من همین مطلب گفتم خاطر شما درین فقره آسوده باشد که مأموریت و حاصل ما کردند - کاغذی به ملک عباس خان کیانی سفارش نوشتند و یک نفر جلودار هم همراه ما نکردند

دیگر آنکه سفارش نمودند که به طور احتیاط ؟ بروید. در همان ساعت از منزل حشمة الملک بیرون آمدم و یک آبداری و یک قبل منقل و یک زوج مفرش باد، و یک باب چادر تهیه کرده سوار شدم از شهر با جلودار و بلد بیرون رفته. صاحب منصب های دولت بهیه انگلیس و میرزا معصوم خان به سمت جنوب و مشرق رفته بودند. بنده رو به شمال رفتم - دهاتی که در سر راه واقع شده بود، نقشه برداشتم.

ذوالفقار کرمانی جای دیگر می نویسد

عرض شمالی قلعه نصرت آباد سیستان 25-1-31، طول شرقی اش از دار الخلافه 10-5-24- همان روز ورود نصرت آباد با حشمة الملک ملاقات نمودم... میرزا معصوم خان... در باب صاحب منصب های دولت بهیه انگلیس بعضی حرفها و صحبت های بی معنی گفته و چنان نمود که ژنرال قولد اسمد 53 چندان شانی ندارد و شما نسبت به ایشان بی اعتنایی نمایید... و به ژنرال قولد اسمد گفته بوده است که حشمة الملک سرتیپ است و من و شما با او هم درجه می باشیم باید اول او به دیدن من و شما بیاید بعدها ما به دیدن او برویم... معلوم شد که فساد از میرزا معصوم خان بوده است و حشمة الملک امیر تومان است. یوم دوشنبه دوم ذی حجة الحرام 1288 ه/ 13 فوریه 1872م ژنرال قولد اسمد، غفار بیگ میر آخور خود را نزد حشمة الملک فرستاد که امروز علی اکبر خان سرهنگ پسر خودتان را به منزل من به دیدن بفرستید، من هم عصری به منزل شما خواهم آمد..

اسب کرنگ از همه رنگ

از آنجا که ژنرال قولد اسمد شخص عاقل و دانایی بود به طور مهربانی رفع گله و کدورت مابین خود و حشمة الملک را نموده، یوم سه شنبه، حشمة الملک به منزل ژنرال قولد رفته، بعد از صحبت، ایشان را دعوت به شکار نمود. چهارشنبه چهارم صبحی سوار شده، در بیرون شهر همه با هم متفق شدیم. در کنار مردابها شکار مرغابی و دراج نموده، باباخان نامی که نایب الحکومة حشمة الملک بود یک اسب کرنگی ممتاز از اسبهای خاصه حشمة الملک سوار بود، همه جا میرزا معصوم خان پهلوی او می رفت و خواهش میکرد که این اسب را با اسب من عوض کنید، اسب سواری خود )او( بیست تومان قیمت داشت و آن اسب را حشمة الملک یکصد و پنجاه تومان خریده بود. تا سر چادرها که به جهت نهارگاه زده بودند چندین مرتبه به حشمة الملک اظهار نمود. عاقبت حشمة الملک اسب را به ایشان تعارف نمود.

معصوم الانصار

میرزا معصوم در پایان این حرکات نامه ای از همان سیستان گله آمیز به دایی خود میرزا مسعود خان انصاری نوشته و همه رفتار خود را مبارزه با انگلیسی ها خوانده است. تا حدی که پیش این دکتر پیروز مجتهدزاده هم خود را مظلوم نشان داده است. من این نامه را هم عیناً نقل می کنم تا یک طرفه به قاضی نرفته باشم در عین حال که نعل وارو زده است. او خطاب به دائی خود می نویسد:

فدایت شوم، اگر از حالت امروز این بنده اطلاع درستی داشته باشند به التفات آقایی و پدری که داشته و دارند بعد از این خدمتگزاری را در این اسفار به کمترین روا نمی دارند. هفت ماه تمام است در دست این مأمور گرفتار. و کمال اصرار را در این داشته و دارد که اغماض از حق نموده و نان و نمک شاهنشاه ظل الله روحنا فداه را بر خود حرام نماید.

جناب مستطاب خداوندگار اجل روحی فداه می فرمایند: »چرا تلگرافها مختصر است واضحاً از حالت خود مرا مطلع نمایید عرض کنم تصدقت شوم. ممکن نیست که به توسط تلگراف انگلیس عرض کند که مدعی ماکلاتی ها ـ و الله بالله، نیستند. مدعى ما حاکم ثالث است. آخر کمترین می دانستم که مقصود این مأمور چیست؟ از اصفهان به عرض بندگان عالی رسانیدم که مقصود جنرال راه رفتن سیستان نیست و در بلوچستان اگر کاری بکند تا نکند - در گوادر به کشتی دودی نشسته - عازم تهران یا لندن خواهد شد

در دول سایره از مأمور پلتیک ـ این طور شعور و حس را بسیار غنیمت می شمارند - به فضل خدا و بینی و بین الله - بی مداهنه و ملاحظه و منظور دیگر از من یا او - جناب فخامت نصاب وکیل الملک، حکمران کرمان و بلوچستان به پختگی و تدبیر باطن نیت این مرد را در نوشتجات رسمانه خود ظاهر ساخت و بعد از شرفیابی خواهند دانست که چقدر در این سفر با بی غرضی و بی طمعی راه رفته و شکر خدا را سنداً بعد از سند از مأمور انگلیس در دست دارم که مقصود او مغایر منظور اولیای دولت علیه ایران بوده و زیاد جهد نموده که کمترین را هم عقیده کند - نشده و نخواهد شد. مطمئن باشند و به سفارت در کمال اطمینان جواب بدهند که نوشتجات طرفین دلیل درستکاری طرفین می تواند شد و بس

عرض کردم از حالت امروزه خودم و تب سبکی که دارم - نقلی نیست - ان شاء الله تعالى. اما نور چشمانم میرزا موسی و فضل الله به حق خدا در حالتی افتاده اند که چه عرض کنم از بیست نفر نوکر یک پیشخدمت و قهوه چی و میرزا ناخوش نبوده - مابقی همه مریض مقرب الخاقان ابراهیم خان سرتیپ مشرف به موت اند.

فکری در حق ما بفرمایید - کجا باید ماند و چطور باید کرد؟

اگر به تهران احضارم فرمودند حکم عرض راه مرقوم و ارسال فرمایید. 2 صفر 1288 هـ / (24 آوریل 1871 م[.

پشت کاغذ مهر معصوم الانصاری

من نمی دانم حرفهای معصوم خان تا چه حد درست باشد، و نیز ضمیر »او« در این نوشته ها کیست؟ به قول قدیمی ها ضمیر میگردد و مرجح خود را پیدا می کند. ولی چنان می نماید که خداوند، بعد از صد و بیست سال، این مخلص پاریزی را مأمور کرده بود که بیاید و در ناف لندن از یک همشهری گمنام خودش - ذوالفقار بیگ - یک جبران مافاتی کرده باشد ـ انگلیس ها خودشان هم زبان دارند و هم قلم

بدم نمی آید حال که امشب نمک چشان انگلیسی ها را کرده ایم، یادی از آن افسر انگلیسی، گولد اسمیت هم بکنم. در تاریخ خیلی به او فحش داده ایم. گفت: - عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی

یکی از بهترین سخنرانی هایی که در باب گلد اسمیت و مأموریت حکمیت او در مقدمات سرحد بندی ایران ایراد شده، یک سخنرانی است که دو سال پیش همین ین آقای پیروز استاد تاریخ دانشگاه لندن، در دانشگاه زاهدان، و در جزء سمینار سیستان و بلوچستان شناسی ایراد داشتند و من این توفیق را داشتم که در آن مجلس شرکت کردم و از این سخنرانی بهره بردم - گفتاری که متأسفانه در هیچ جا درست منعکس نشد و چاپ آن نیز به مقیاس درست صورت نگرفت.

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.